محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

347

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه آگاه باشيد ! همانا شيطان ، حزب و يارانش را بسيج كرده و سپاه خود را از هر سو فراهم آورده است ، تا بار ديگر ستم را به جاى خود نشاند ، و باطل به جايگاه خويش پايدار شود . سوگند به خدا ! ناكثان هيچ گناهى از من سراغ ندارند ، و انصاف را بين من و خودشان رعايت نكردند . آنها حقّى را مىطلبند كه خود ترك كردند ، و انتقام خونى ( خون عثمان ) را مىخواهند كه خود ريختند . اگر شريك آنها بودم ، پس آنها نيز در اين خونريزى سهم دارند ، و اگر تنها خودشان خون عثمان را ريختند ، پس كيفر مخصوص آنهاست . مهم‌ترين دليل آنها به زيان خودشان است . مىخواهند از پستان مادرى شير بدوشند كه خشكيده ؛ بدعتى را زنده مىكنند كه مدّت‌ها است مرده و چه دعوت كننده‌اى ! و چه اجابت‌كنندگانى ! همانا من به كتاب خدا و فرمانش درباره ناكثان خشنودم . امّا اگر از آن ( بيعت ) سرباز زدند ، با شمشير تيز پاسخ آنها را خواهم داد كه براى درمان باطل و يارى دادن حق كافى است . شگفتا از من خواستند به ميدان نبرد آيم و برابر نيزه‌هاى آنان قرار گيرم و ضربت‌هاى شمشير آنها را تحمّل كنم ! گريه‌كنندگان بر آنها بگريند . تاكنون كسى مرا از جنگ نترسانده و از ضربت شمشير نهراسانده است . من به پروردگار خويش يقين داشته و در دين خود شك و ترديدى ندارم . واژه‌شناسى ذمّر : تشويق و ترغيب كرد . الجلب : مصدر به معناى مفعولى و به كسى گفته مىشود كه از سرزمينى به سرزمينى ديگر برده شده است . در اين جا معناى جمعى مىدهد .